عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

308

منازل السائرين ( فارسى )

كه از من دورى گزيده است به نيكى پاداش ده . روح بزرگوارى و جوانمردى انسان در چنين موقعيتهايى مشخص مىشود ، چرا كه اگر انسان بتواند نسبت به آنهايى كه به او بد كرده‌اند ، خيرخواهى نمايد و كرامت و فتوت خويش را به اثبات رسانده است . و الا خيرخواهى در حق آنان كه به ما خوبى كرده‌اند وظيفه‌اى لازم و واجب بر گردن ماست و خيرخواهى در حق آنان كه نه از آنها خوبى ديده‌ايم و نه بدى ، وظيفهء انسانيت ماست . اما خيرخواهى در حق كسانى كه به ما بد كرده‌اند از عهدهء انسان‌هاى عادى خارج است و تنها كسانى مىتوانند بر آن قيام كنند كه به فرمودهء الهى « بهرهء عظيمى » از نعمات الهى يافته باشند و صفت فتوت در آنها محقق شده باشد . عطار نيشابورى نيز اين قبيل رفتار را نشانهء فتوت دانسته مىفرمايد : مكن بد با كسى كه با تو بد كرد * تو نيكى كن اگر هستى جوانمرد « 1 » تلمسانى مىفرمايد : كلام خواجه ( و تعتذر الى من يجبنى عليك ) ، يعنى بر شخصى كه خطايى دربارهء تو مرتكب شده در عذرخواهى پيشى بگيرى پس به او بگويى ، عذرخواهى تو چنين و چنان ( پذيرفته است ) و چه‌بسا بر تو واجب است كه بر نفست عذرخواه باشى به اين‌كه به او بگويى : تو در ارتباط با من معذور هستى چرا كه اگر تو كاستىهاى مرا مىديدى ، بيشتر از اين‌ها گفتى لازم بود كه در حق من بگويى . پس آنچه از بدى من گفتى شايستهء من است و تو در اين ارتباط معذورى . كلام خواجه ( سماحا لا كظما ، و توادّا لا مصابرة ) ، يعنى شرط فتوت آن است كه رفتار مهربانانهء تو در حق آن كس كه با تو بدى كرده بايد از روى طيب نفس باشد ، نه از سر فروبردن عصبانيت . چرا كه فروبردن خشم دليلى بر اين است كه در باطن تو امرى خلاف آنچه بروز مىدهى وجود دارد ، درحالىكه مقصود اصلى ( در سير و سلوك تصحيح ) باطن است ، ( نه ظاهر ) . پس هنگامى كه باطن اصلاح گردد ، ظاهر نيز بالتبع آن اصلاح مىشود » . البته به نظر مىرسد در ارتباط با فروبردن عصبانيت بايد گفت : اگر خشم بر باطن اناسن غلبه يافته و انسان بنا به پاره‌اى مصالح از بروز آن جلوگيرى كند ، اين رفتار گوياى

--> ( 1 ) . عطار .